تبليغاتX
عشق وتنهاعشق

عشق وتنهاعشق

"خانه ی دوست همینجاست"همسفر ایست!!!!!!!!

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، مهناز افشار و حامد كميلي دو بازيگر اصلي فيلم «پسر آدم، دختر حوا» به كارگرداني رامبد جوان خواهند بود و قرار است طي روزهاي آينده بازيگران ديگري هم به اين پروژه اضافه شوند.
«پسر آدم، دختر حوا» فيلمي كمدي - اجتماعي است كه به لجبازي‌هاي حرفه‌اي دو وكيل تازه كار مي‌پردازد. فيلمنامه اين فيلم را محمدرضا احمدي پيشكوهي و سعيد حاجي ميري به نگارش درآورده‌اند.
«رامبد جوان» پيش از اين فيلم سينمايي «اسپاگتي در هشت دقيقه» و چند مجموعه تلويزيوني مانند «گمگشته» و «نشاني» را كارگرداني كرده است.
 

با تشکر از فرناز جون

رادان و کمیلی در دایره تردید

به لطف تهیه کننده و بچه های گروه تولید برای تهیه گزارش از پشت

صحنه فیلم تازه واروژ کریم مسیحی ، دعوت میشویم . شنیدن این خبر که کریم مسیحی پس از سالها

فیلمی میسازد به اندازه کافی خوش حال کننده است ، اما وقتی متوجه میشویم

لوکیشنی که امروز محل گروه کار است در لاله زار و در یکی از سینماهای مطرح

تعطیل شده است ، این خوشحالی را مضاعف میکند . واقعا بعید میدانم کسی تعلق

خاطری به سینمای فاخر دهه شصت داشته و پرده آخر را از یاد برده باشد .

وارد سینما می شویم . انگار خاطره همه سال های دور سینما همراه با ویرانی

سالن روی سرمان هوار می شود . اندکی بوی نم ، سکوت ، تاریکی ، صندلی های

شکسته ، دیوارهای فروپاشیده و ... چند پوستر از فیلم های مطرحی که روزگاری

در این سالن به نمایش درآمده اند ... زوربای یونانی ، مرد سوم ، گذرگاه کاساندا

و ... انگار لابه لای خاطرات هنر هفتم قدم میزنید .

سقف قدیمی با آن چوب و تخته های قدیمی ، آدم را به سالهایی می برد که اینجا

هم رونقی داشت . چه لوکیشنی بهتر از اینجا ... سینما برای سینما .

بدو ورودمان مصادف است با خوش آمد گویی تهیه کننده که تقریبا با ما رسیده و دیگر بچه های

گروه که در گرمای اواخر تابستان برای ضبط خاطراتی دیگر دور هم جمع شده اند .

باد کولر در سالن می پیچد و بچه های صحنه در تلاش هستند تا هر چه زودتر همه چیز

را آماده کنند . واروژ کریم مسیحی آرام اما با دقت در گوشه ای به همراه منشی صحنه اش

جزئیات را چک می کند و دستیاران و فیلم بردارانش هم او را همراهی می کنند .

پس از آماده شدن صحنه ، فرمان سکوت داده می شود تا قبل از تمرین ، وضعیت

نورها و حرکت دوربین را بررسی کنند . یکی از بچه های گروه به بالای سقف رفته تا یکی

از منابع نوری زا تنظیم کند . چیزی که در این صحنه به نظر می آید ، استفاده قابل

توجه مسیحی از نور است و از آدمی علاقمند به جرئیات در یک ترکیب بندی مناسب

جز این هم انتظار نمی رود . نگرانی او را در این سال ها برای هر پلان فیلمش در کمتر

کاگردانی دیده ام .

رادان و حامد کمیلی که از بازیگران اصلی فیلم و دو بازیگر حاضر در این سکانس هستند

هر کدام به نوعی در حال آماده سازی خود می باشند . گویا اینجا یک سوله قدیمی در داستان

است که این دو با هم در آن روبه رو می شوند . این فیلم برای حامد کمیلی می تواند یک پرش

بلند به دنیای سینما محسوب شود و باید گفت او در حرکت از تلویزیون به سینما با گزینه

فوق العاده ای شروع کرده است . این وضعیت درباره بهرام رادان هم که چند سالی است

توانایی های ویژه ای از خود روی پرده نقره ای به اثبات رسانده ، می تواند یکی از آن

همکاری های اثرگذار مطلوب قلمداد شود .

یک گفت و گوی دو نفره میان رادان و کمیلی را در این صحنه شاهد خواهیم بود که به یک تیراندازی ختم می شود . این دو باید قدم زنان در طول سالن حرکت کرده و در حالی که

با فاصله روبه روی هم دیالوگ خود را ادامه می دهند ، به نقطه از پیش تعیین شده ای

رسیده و کات ... چون ابتدا نماهای مربوط به صحبت و حرکت رادان گرفته می شود

کریم مسیحی چندبار جرئیات را با او تمرین کرده و هماهنگی های لازم را انجام می دهد .

قبل از گرفتن برداشت اصلی ، بهرام رادان از پله های سالن پایین رفته و چند بار این مسیر

پلکانی را با سرعت می دود تا حس نفس نفس زدنش در صحنه طبیعی باشد . او چند ثانیه

قبل از دستور حرکت ، خودش را به صحنه می رساند و با دستور حرکت ، خودش را به

صحنه می رساند و با دستور حرکت کارگردان در حالی که نفس نفس می زند ، لباس هایش

را تکان می دهد و شروع به رد و بدل کردن دیالوگ هایش با کمیلی می کند و در نقطه

پایان هم باید به نوعی جاخالی بدهد .

در این صحنه دو نفر از هنروران هم باید یک صندلی (کاناپه) قدیمی را جا با جا کرده

و همراه با حرکت رادان ، به سمت دوربین آمده و از پله ها پایین ببرند . هماهنگ کردن

حرکت آنها با حرکت رادان پس از چندبار برداشت تمرین انجام شده و دوباره صحنه را

میگیرند . این بار همه چیز کنترل شده تر صورت می گیرد و کمیلی هم برای درآمدن

حس بهتر در جای خود حرکت کرده و دیالوگ ها را با او همراهی می کند .

لباس حامد حاضر شده و او هم آماده است تا همین صحنه را از زاویه ای متفاوت بازی

کند ، بهرام رادان هم پا به پای او می آید . دیالوگ ها حاکی از یک برخورد جدی میان

دو کاراکتر است و بعید به نظر می رسد که یکی از صحنه های کلیدی فیلم باشد .

نکته جالب در این صحنه ، دقت همه افراد در درست درآمدن حس صحنه است .

سرانجام ، بازی بی نقص حامد و بهرام مورد رضایت کارگردان قرار گرفته و کات می دهد .

با تشکر از کارگردان محترم و دوست داشتنی این فیلم ، تهیه کننده و کلیه عوامل که ما را یاری

کردند .

شب چله از نگاه حامد کمیلی

یک جورهایی به نظرم شب چله شبیه عید است . شاید به خاطر آجیل

و شیرینی و جمع شدن اقوام دور هم باشد ؛ هر چه هست خیلی خوب است

که در این سرما ، نزدیک شدن دل ها به هم ، خانه و خانواده را گرم می کند.

 

 

 

 

 

با تشکر از رویا جون و لادن جون

 

با تشکر از شادی جون

 

+نوشته شده در 21 Dec 2008ساعت21:44توسط یاسمن | |